آنقدر همه صاحب نظران و پيشكسوتان عرصه خبر و نظر براي رفتن لاريجاني و آمدن جليلي بر كشتي به گل نشسته شوراي عالي امنيت ملي ايران، حرف و حديث براي گفتن دارند، كه بد نيست به گوشه بنشينيم و ببينيم كه يك سنگ افتاده در چاه را چند عاقل و بالغ ،به تحليل و تفسير و تلاش براي برون كشاندن از چاه و شفاف ساختن، مي نشينند.آنقدر همگان، تحليل و تفسير بر اين هزارمين تصميم خالق الساعه حاكمان عصر يكدست اصولگرايي ، دارند كه به گمانم دلمشغولي خوبيست تا در اين هياهو، بار ديگر ناخواسته، به سمتي رويم كه ديگرانش نقشه چيدند. درست مانند روزهاي غريب انتخابات كه جمله مردان پيكار در كارزار انتخابات، نيرو و ناي خويش متمركز ساختند تا پشت قاليباف و هوادارانش را به زمين بخوابانند، غافل از آنكه خواب شب انتخابات كروبي، تازه خواب از سر مردان چپ و راست ميدان انتخابات پراند و همگي دريافتند كه سازماندهي و مديريت آراء، با بهره گيري از قوا و قباي نظامي ، خيرش را به محمود احمدي نژاد رسانده است نه محمد باقر قاليباف.ظاهرا تكرار تاريخ، اين روزها نسبتي به درازاي عمر يك حادثه ندارد و رغبت اش براي تكرار به سبب دلچسبي اش درآن پيكار، دوباره به ضرورت افتاد، از اين روي بيراه نيست اگر بگوييم اينبار نيز قرار است همه به بيراهه روند. بيراهه اي كه در انتهاي آن علي لاريجاني ايستاده است و در ابتداي آن همه گروه ها اعم از چپ و راست سنتي و مدرن . بدان معني كه در ابتداي اين حادثه ، چهره اي چه بسا " مظلوم" از مرد مطرود عرصه سياست گذاري كلان شوراي عالي امنيت ملي به نمايش گذارده مي شود و طبيعتا در آغاز اين اتفاق، از هر دو جناح حاكم، لاريجاني را كمترمورد شماتت و اعتراض قرار مي دهد و از يك سوي، رو در رو قرار دادن لاريجاني با احمدي نژاد، آن هم درست در روزهايي كه آقاي رئيس، چندين برابر عمر دولتش در حلقه بزرگان و هواداران خويش ، مخالف سازي كرده است، مظلوميت مرد مستعفي شوراي امنيت ملي را صد چندان مي كند، بر اين اساس لاريجاني، اگر از هم اكنون شال كلاه مجلس به تن كرد و كساني هم به كمتراز نشست او بر كرسي رياست مجلس رضا نمي دهند، خيالشان راحت است كه بي هزينه هنگفت ، تصويري دلخواه از اصولگراي معتدلي كه حتي احمدي نژاد هم او را بر نتابيد، در ذهن افكار عمومي به جاي گذارده اند، آن هم در پوستر هاي تبليغاتي پرتيراژ در صفحات نخست روزنامه هاي اصلاح طلب كه با قرار گرفتن چهره اي مظلوم و مطرود در كنار عنوان درشت استعفاء ، خود به خود تاثير ناگزيري در ذهن مخاطبان عام مي گذارد..بدين ترتيب، همه گروهاي اصلاح طلبي كه به اين تبليغات تقريبا مثبت و معتدل از لاريجاني در صفحه نخست هشت روزنامه كمك كرده اند، ناخواسته به عضويت در يك ستاد انتخاباتي زود هنگام ، مفتخر شده اند كه در آينده هر چقدر هم تلاش كنند، قادر به باز پس گيري ذهنيت شكل گرفته افكار عمومي از اين نوع چهره سازي نخواهند بود، چنانچه در انتخابات پيشين نيز، با سنگين ترين و بي نظير ترين ائتلاف ها هم قادر به بازپس گيري ذهنيت نخست و البته منفي كه از هاشمي رفسنجاني در افكار عمومي پديد آورده بودند، نشدند .
در اين ميانه اما بر عدم همكاري روزنامه هاي محافظه كاري چونكيهان ، رسالت، ايران و جام جم و جمهوري اسلامي و بقيه كه در صفحه نخست خود، پوستر هاي را پررنگ نكرده و كوتاه و بي اهميت از كنار خبر استعفاي لاريجاني گذشته اند، هم نبايد خرده گرفت چرا كه آنها فردا و به گاه خود انتخابات،با همت آن شوراي همراه، با قلت كانديدا مواجه نخواهند بود همان دم تصميم مي گيرند كه پوستر چه كسي را به پيشاني بچسبانند..
در اينجا صحبت از چون و چرائي اين استعفاء و حتي تاثير آن بر پرونده هسته اي ايران نيست كه به هر دري بزني از اين روزنه بسيار گفته اند، اينجا تنها صحبت از زايش موج هاي پيدا و پنهان سياست ايران است كه گاه همه را با خود مي برد ، يكجا و يكصدا و ناگهان مي بيني كه درست در مركز شهر جايي كه جاي سوزن انداختن هم نيست ايستاده اي و داري از هاشمي، نه ، از لاريجاني دفاع مي كني...به هر حال بايد "بين بد و بدتر، بد را انتخاب كرد."... به همين سادگي.آري به همين سادگي، امروز در ثناي اعتدال لاريجاني به وي مي باليم ، از يكدستي دولت مي ناليم و فردا كه از الك و غربال شوراي نگهبان، تنها ياران دلخواه عبور كردند و گردن كلفت ها ردصلاحيت شده اند،آنگاه در ميدان انتخابات مي ايستيم و به يك بلندگوي فكسني هم قانع ايم تا براي آنكه هاشمي ثمره يا الهام و همسر محترمه و نيز برادران مستعفي سپاه و دوستان نزديك مصباح پيروز انتخابات مجلس نشوند، براي "هواي تازه" گلو بدريم و عكس لاريجاني را بر سينه جوان هاي شهر و سپر خودروهاي بالاي شهر و سردر دكان هاي پائين شهر بچسبانيم . من كه از هم اكنون رنگ لباسم را هم براي روز تبليغات انتخاب كرده ام؛ زرد. اسمم را از همين حالا پاي يك روزنامه، درست بالاي جدول بنويسيد، مي روم ميدان شوش، هواي آنجا عجيب گرفته است، مي روم تا به مردمي كه احيانا چشمشان فقط به دهان من و شماست و نه ديگر هيچ، بگويم؛ شك نكنيد ، وقتي لاريجاني بنشيند روي كرسي رياست مجلس، شعار " هواي تازه " اش كار مي كند، آخر خارجي ها كه هواي تازه نمي خواستند.
در كنار تمام تحليل هاي موجود، كمي هم به فكر فردا باشيد، بهر حال اين استعفاء ، زمينه تطهيري فراهم آورد كه اگر فردا در ليست انتخابات شوراي نگهبان، هيچ كسي در حد و اندازه رياست مجلس نبود، اصلاح طلبان نمي توانند چشم شان را به روي اين برگ رو كرده لاريجاني ببندند و چه بسا باز هم ائتلافي غريب و بزرگ از سر گرفته مي شود كه احتمالا ما و شما نيز بايد به خيلي ها بگوييم: "هوس" درغلطان" نكنييد ، "آب نبات" هم بد نيست، يعني در غلطان رد شد، لاريجاني هم بد نيست براي رياست مجلس هشتم،!!..
برگرفته از سایت مسیح علی نژادhttp://masih.malakut.org/